أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
123
قانون ( فارسى )
زوج پنجم « 186 » : هريك از دو عصب متعلق به زوج پنجم از اعصاب حاصل از مغز ، بخودىخود در طول به دونيم مىشود و شكل مضاعف به خود مىگيرد . به نظر بسيارى از متخصصين تشريح ، هريك از اين زوج عبارت از يك جفت عصب است . دو عصب كه زوج پنجم را تشكيل مىدهند از دو جانب مغز بيرون آمدهاند و همانطور كه گفتيم بر اثر نصف شدن در طول ، هريك از آنها به يك جفت تبديل شده است . قسمت اول ( عصب شنوائى ) هريك از نيمهء فردها به غشائى كه آستر قسمت صماخ گوش گرديده است مىرسد و در تمام بخشهاى آن پراكنده مىشود و به گوش حس شنوائى مىبخشد . منشاء اين قسمت از عصب كه به غشاء درون گوش مىآيد بخش عقبى مغز است . قسمت دوم ( عصب صورتى ) هريك از نيمه فردها كه كوچكتر از قسمت اولى است از سوراخى بيرون مىآيد كه در استخوان سنگى ( خاره ) واقع شده است « 187 » . اين استخوان سنگى را يك چشم و كور نيز مىنامند ، زيرا بمناسبت داشتن پيچوخم زياد در مسير خود طولانى شده است و در آخر سر از منشا دور افتاده است . اين پيچوخمدار بودن مسير و زياد شدن مسافت براى آن است كه عصب قبل از آنكه از آن خارج شود آنقدر از منشا دور گردد كه سزاوار سفت شدن باشد . وقتى از سوراخ استخوان سنگى بيرون آمد با عصب زوج سوم درمىآميزد و اين بخش آميخته دو قسمت مىگردد . قسمت بيشتر آن به گونه و ماهيچه پهن آن روى مىآورد و قسمت ديگر كه باقى مانده است به ماهيچههاى دو گيجگاه متوجه مىگردد . چرا حس چشائى در شاخه چهارم از جفت سوم آفرينش يافته است و حس شنوائى به جفت پنجم واگذار شده است ؟ بايد گفت ابزار شنوائى به فضاى باز نياز دارد و شايسته نيست كه راه هوا به روى آن بسته شود ، پس بايد عصب شنوائى سخت باشد و منشاء آن قسمت عقبى دماغ است و از عصب چشائى سختتر است . اما ابزار چشائى بايد در محل امن و سرپوشيده باشد و به اين جهت به اندازه عصب شنوائى نيازى به سختى ندارد . و چرا براى ماهيچههاى چشم تنها يك عصب و براى ماهيچههاى گيجگاه عصبهاى زياد وجود دارد ؟ - زيرا عصبى كه نيروى بينائى را به چشم مىرساند بايد تجويف داشته باشد و براى اين منظور بايد ستبر باشد و اگر ستبر باشد بايد سوراخ چشم به مقدار زياد باز شود . آنوقت استخوانى كه كره چشم در آن جاى گرفته است تحمل سوراخهاى متعدد را براى عصبهاى متعدد نداشت و به اين جهت به يك عصب منحصربهفرد اكتفا شده است . ليكن عصب حس شنوائى كه از استخوان سنگى مىآيد چون منشاء آن سخت است ، تحمل سوراخهاى متعددى را كه عصبهاى متعدد از آن بيرون آيند دارد . و با اينكه عصبهاى حس شنوائى زيادند ليكن باريك
--> ( 186 ) - عصب صورتى ( N . facial ) و عصب شنوائى ( N . auditory ) كه در تقسيمبندى جديد بر ترتيب هفتمين و هشتمين زوج از اعصاب دماغى مىباشند . ( 187 ) - نسخه انگليسى : - وارد سوراخ كور ( مجراى گوش داخلى ) استخوان گيجگاهى مىشود .